حال و هول حلال

بهترین وبلاگ در زمینه ازدواج موقت

 

من پشیمانم

 

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله

امروز خبری را خواندم که به یاد خاطره ای افتادم.خاطره ام مربوط می شود به خرداد 89/گرماگرم انتخابات بود و تا یک هفته دیگر رئیس جمهور آینده مشخص می شد.من هم مثل فولاد آبدیده روی عقیده ام محکم و پابر جا بودم که احمدی نژاد=انتخاب اصلح/خلاصه هر کدام از بچه هائی که می آمدند و دم از میر حسین و یا احیانا کروبی می زدند با هزار و یک دری وری راهی می شدند و اصلا مجال حرف زدن پیدا نمی کردند/محاسبه ام برای انتخاب اصلح خیلی آسان بود /مثل کنکور بود که وقتی نمی توانستی گزینه صحیح را پیدا کنی باید گزینه هایی که غلط هستند را پیدا می کردی تا به جواب می رسیدی و برای این کار باید ابتدا دو گزینه ای را که خیلی پرت بودند حذف می کردی و بعد روی دو گزینه بعدی که پنجاه پنجاه شک داشتی مانور می دادی و آخر سر با حذف یکی از آن ها به جواب درست می رسیدی/من هم دو گزینه خیلی پرت را حذف کرده بودم یعنی رضایی و کروبی/ و بعد روی احمدی نژاد و موسوی مانده بودم که به خاطر حمایت های مافیای رفسنجانی از میر حسین و به علت اینکه از هر موجودی که پسوند نامش رفسنجانی باشد اعم از فائزه و مهدی و محسنو فاطمه و ...بیزار بودم، دقیقا به این نتیجه رسیدم که احمدی نژاد بهترین گزینه است.

یک روز با یکی از رفقا که طرفدار میر حسین بود بحث می کردیم و کار به جاهای باریک کشید و به قول معروف ابتر ماند و دیگر ادامه ندادیم ولی نگاه نافذی به من کرد و گفت مطمئن باش یک روز از رای دادن به احمدی نژاد پشیمان می شوی و من هم در جوابش گفتم عمرن/ولی آن نگاه نافذ و این جمله  از آن روز به بعد در ذهنم ماند تا اینکه به ملکه ذهنم تبدیل شد و هر وقت بر صفحه تلویزیون تصویر احمدی نژاد را می بینم خود به خود این سوال را از خودم می پرسم که :آیا پشیمانی؟؟؟

حالا به این افضات آقای رئیس جمهور که خبرگزاری ها با آب و تاب مفصل عنوانش کرده اند گوش بفرمائید: محمود احمدی‌نژاد با تاکید بر اینکه سن ازدواج در کشور بالاتر از حد انتظار است، گفت: باید سن ازدواج را برای پسران به حدود 20 سال و سن ازدواج برای دختران به حدود 16 الی 17 برسانیم.(متن کامل خبر را در اینجا بخوانید)

دقت کردید؟دیدید مشکل به چه آسانی حل شد؟همه منتظر بودند تا دستور صادر شود که الحمدلله شد.واقعا دیگر چه می خواهیم؟؟

اما بگذارید دلیل این همه چرندیاتی که این روزها از دهان خیلی از بزرگان عرصه علم  و سیاست و ... می شنوید برایتان توضیح دهم:اگر شما بخواهید با یک حقیقت مقابله کنید چه می کنید؟؟مسلما باید یک بدل یا مصنوع ساخته شده را جای حقیقت به شنونده قالب کنید.مثلا داروخانه ها را دیده اید؟؟؟ وقتی داروئی را که دکتر تجویز کرده ندارند به زور می خواهند یک چیزی به شما بفروشند و سریع می گویند این دارو را نداریم اما مشابه اش را داریم و آخر سر می بینید مثلا به جای پنی سیلین به شما قرص ویتامین ث داده اند و استدلالشان این است که هر دو ضد سرما خوردگی هستند و مشابه هم عمل می کنند.

در واقع وقتی آقای احمدی نژاد یا هر کس دیگری نمی خواهد قبول کند که خلاء ما بین ازدواج دائم  و سن بلوغ باید با ازدواج موقت پوشانده شود می آید طرح می دهد که 16 سالگی سن مناسب برای ازدواج است.البته بعید نیست که جشن ازدواج در مهد کودک ها هم به همت دولت عزیزمان برگزار شود اما من و شما و خیلی های دیگر می دانیم که این طرح ها قبل از پیاده سازی روی کاغذ هم یک طرح شکست خورده محسوب می شوند تا چه برسد در عمل و در مرحله اجرا.

ما باید حقیقت را قبول کنیم و ایده آل ها را برای زمانی بگذاریم که حقیقت ها را به طور کامل و جامع به عرصه ظهور رسانده باشیم و راهکارهای مناسب را ارائه داده باشیم و مطمئن باشید که هیچ ایده آلی بدون گذر از جاده حقیقت به دست نخواهد آمد و در این بین تنها چیزی که می تواند کمک حال ما باشد دستورات خداوند و سنت پیامبر و ائمه اطهار است و مسلما هر راهی جز این به همان سرنوشتی مبتلا می شود که تا حالا شده است /یعنی شکست

 


۱۳۸٩/۸/۳٠ | نظرات ()

 

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

این روزها وبلاگ در پشت پرده فیلترینگ و زیر حجاب مظلومیت شیعه نفس می کشد. نفس هایی عمیق اما آرام تا مبادا وهابیان شیعه نما همین را هم از ما بگیرند.بسیاری از دوستان ایمیل فرستادند و ضمن دلجویی و روحیه دادن به ادامه کار تشویقم کردند و اکثرا خواستار تشدید فعالیت وبلاگ شدند اما چیزی که شاید نمی دانند این است که این وبلاگ همیشه برایم مقدس بوده است و جز با حال و نوای معنوی آپدیتش نمی کنم.وبلاگی که اول تمام یادداشت هایش کلید رمز هستی است و صلوات بر پیامبر و خاندانش

برخی از دوستان پیشنهاد کرده بودند حالا که وبلاگ فیلتر است باید ضمن افشاگری(البته به تعبیر این دوستان)به مخالفت با نظام بپرداز و دستشان را رو کن(باز هم به تعبیر همین دوستان)/بهتر است در این باره برایتان بگویم که به باور من ایدئولوژی جمهوری اسلامی (البته طبق تعریفی که بزرگان انقلاب اسلامی از آن دارند)بهترین گزینه برای این کشور است و باید تلاشمان برای رسیدن به آرمان و اهداف بلندمان هرگز تحت تاثیر اقدام سلیقه ای چند نفر در مرکز فیلترینگ قرار نگیرد. و بر عکس باید کوشش مان را برای رسیدن به نوعی از جمهوری اسلامی که در آن مسلمان و مسیحی و یهودی و زرتشتی و یا هر کس دیگری با هر عقیده و باوری که در پناه آزادی و آزادگی زندگی خوب و سالمی دارد؛ بیشترو بیشتر کنیم و از یاد نبریم که ما وارث خون بیش از 250 هزار شهیدی هستیم که برای افتخارو عزت من و شما امروز جوانی و آرزوهای جوانیشان در زیر خاک آرمیده است.

البته این به این معنی نیست که نگویم سیاست های بند تومانی  و آب حوضی بعضی ها چه ها که بر سر این مملکت نیاورد!!!!

و صد البته که مشت نمونه خروار است و وقتی دولتی سیاست فیلترینگش این طور باشد مسلما نباید در خصوص برنامه های کلانی مثل سیاستگذاری در زمینه جوانان زیاد از دستش دلخور بود.چون همین دو روز پیش بود که آخرین آمار و داده ها از نتایج این سیاست ها به دستمان رسید. و حتما شما هم می دانید که همایشی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران پیرامون طلاق برگزار شد(برای اطلاعات بیشتر اینجا را بخوانید)وآمارهای شوکه کننده ای برایمان عنوان شد.

سه تیتر اول سخنان خانم شهلا کاظمی‌پور‏، رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه شامل این موارد است که بنده هم چند خطی در زیر هر تیتر برایتان نوشته ام

سرعت افزایش سن ازدواج در زنان بیش از مردان است

قابل توجه دوستانی که جلوی ازدواج موقت را گرفتند تا ازدواج دائم روز به روز گسترش پیدا کند.یه کم دیگه بگیرید فکر کنم ایشالا رکورد 40 سال رو هم رد کنیم

طلاق در بین زوجین جوان و بدون فرزند در حال گسترش است

آآآآآآآآآآخه،الهی /نه خیر خانم محترم/اسم این ازدواج دائم و سپس طلاق نیست در واقع جوان های ما دارند از ازدواج دائم برای ازدواج موقت استفاده می کنند چطوری ی ی ؟اینطوری:آقا پسر و دختر خانم امروز ازدواج می کنند و 3 ماه دیگه طلاق می گیرند/خب این همون ازدواج موقت سه ماهه هست دیگه فقط با این تفاوت که خسارات مادی و معنوی که به طرفین وارد می شود هزاران برابر ازدواج موقت است و تقریبا هر دو طرف بعد از این رنگ خوشی را نخواهند دید مخصوصا خانم هاااااا(قابل توجه فمینیست های محترم)

حدود 30 درصد طلاق‌های کشور در تهران اتفاق می‌افتد

این هم بخاطره این هست که مردم تهران 30% مومن تر و معتقدتر هستند و صد البته همین ایمان و اعتقاد به خدا و عمل به دستورات اسلام و خداوند است که باعث طلاق می شود و الا ببینید تو این کشور های بی دین و ایمان گربه ها هم تا آخر عمر به هم وفادار می مونند تا چه برسه به آدم هااااا

خلاصه بحث طولانی است و می توانید برای دیدن گزارش کامل این نشست به اینجا مراجعه کنید .ولی ریشه و درمان همه این ها را کسی جز ذات احدیت نمی داند و اوست که برایمان نسخه حیات و ممات را نوشته است و تخطی از آن آیا نتیجه ای غیر ا این آمارها را باید به دنبال می داشت؟؟؟؟؟


۱۳۸٩/۸/٢٥ | نظرات ()

 

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

شب های زیادی با یاد فیلتر شدن وبلاگ ناراحت بودم

چرا؟به چه جرمی ؟ برای چه؟ برای ترویج سنت رسول الله؟ برای احیای مذهب جعفری؟

همه این ها سولاتی بود که از خودم می پرسیدم و به خواب می رفتم اما یکی از همین شب ها خواب دیدم

در مسجد النبی و در روضة الجنانم(روضة الجنان جایی است که بین قبر و منبر پیامبر است و حضرت فرمودند که بین قبر و منبرم باغی از باغ های بهشت است و مردم برای نماز و عبادت در این جا سر و دست می شکنند و مدت ها در نوبت می ایستند تا بتوانند حتی 2 رکعت نماز بخوانند)

به دیواره سمت چپ منبر رسول الله صل الله علیه و آله یک عالم وهابی تکیه زده بود و یکی دیگر هم رو به رویش بود و با همان حالت همیشگی که در حج دیده بودم به سخنرانی درباره شیعیان می پرداختند و موضوع هم اعتقاد شیعیان به ازدواج موقت بود. در همین حال من و یکی از دوستانم هم در آن جا بودیم  و من حرف هایش را قطع کردم و برایش صحبت می کردم که از من پرسید :«آیا حاضری از راه عمر پیروی کنی؟» یعنی حاضری ازدواج موقت را حرام بدانی؟ و من هم در جواب گفتم:« به خدا قسم اگر یک دقیقه از عمرم باقی باشد و هنوز در طول عمرم با زنی ازدواج موقت نکرده باشم مطمئن باشید که آن یک دقیقه را صرف ازدواج موقت می کنم و سپس می میرم»

با شنیدن این حرف هر دو تعجب کردند و روی از من برگرداندند و بعد هم به زبان آذری شروع به حرف زدن کردند و من هم از خواب بیدار شدم

وقتی بیدار شدم تا چند روز شیرینی این خواب در ذهنم بود و آن را به رضایت پیامبر و اهل بیت تعبیر کردم/ان شاء الله این پر کاه مقبول درگاه احدیت واقع شود و به همه دوستان می گویم که با فیلتر کردن این وبلاچیزی عوض نمی شود و این رود پر خروش عاقبت به اقیانوس انقلاب امام زمان خواهد رسید ان شاءالله


۱۳۸٩/٧/٢٦ | نظرات ()

 

اذن ولی برای بالغه رشیده از دیدگاه قدما

 

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمدو آله

در آیات قرآن بر روی تعقل و تفکر خیلی مانور داده شده و تا دلتان بخواهد "افلا تعقلون" و "افلا تتفکرون" بکار رفته است. با خودم می گفتم نهضت ما هم دست کمی از تبلیغ یک دین جدید ندارد و اگر مخاطبین ما تفکر و تعقل را دو رکن اساسی تفهیمی خود کنند چقدر کار راحت می شود و بهتر می توانیم با مخاطب ارتباط بر قرار کنیم.

یکی از همین کسانی که گوش شیطون کر، رابطه خوبی با این دو رکن دارند و خیلی هم باهاش حال می کنم دوست عزیزی بنام اقا محسن است که چندین کامنت برایم نوشته اند و ابراز لطفشان بیش از اندازه است و صد البته که ما لایق این توجهات نیستیم.

اما می خواستم عرض کنم که در این یادداشت موضوعی را که ایشان مطرح فرموده بودند را بررسی می کنیم و آن هم موضوع"سابقه اذن ولی در آثار فقهای پیشین " است که در حد وسع ناچیز خود برایتان کمی شرح می دهم

آقا محسن چند وقت پیش کامنتی گذاشتند و فرمودند که اذن ولی از قرن 13 به بعد مرسوم گشته و در آثار قدما و فقهای گذشته مسبوق به سابقه نیست. در ابتدا کمی جا خوردم و با توجه به سوره بقره و احادیثی که از ائمه علیهم السلام در خاطرم بود این موضوع را مخدوش انگاشتم اما قول به مطالعه و بررسی دادم و وعده کردم که ان شاء الله حاصل این مطالعه را برایتان بنویسم.

با بررسی های بنده هر سه فقیه برجسته قرون اولیه یعنی شیخ صدوق، شیخ مفید و شیخ طوسی که به ترتیب افتخار شاگردی را در محضر دیگری داشته اند به اذن ولی در خصوص باکره رشیده معتقد بوده اند(شیخ صدوق متولد 305 هجری است یعنی در زمان آغاز غیبت کبری امام زمان (عجل الله فی فرجه)  24 ساله بوده اند و می توان ادعا کرد اولین و بزرگترین فقیه شیعه پس از غیبت کبری بوده اند و شیخ مفید نیز 7 سال و شیخ طوسی هم 56 سال پس از غیبت کبری به دنیا آمده اند ) و در همین زمینه شیخ طوسی می‌فرماید: «لایجوز للبکر أن تعقد علی نفسها نکاح الدوام الا باذن أبیها. فان عقدت علی نفسها بغیر اذ ابیها کان العقد موقوفاً علی رضا الاب.» ایشان صحت عقد باکره رشیده را به اذن ولی منوط می‌کند (محمد بن الحسن الطوسی، النهایة، بیروت: دار الکتب العربی،1400ه‍ .ق، چ دو2، ص 465) و شیخ مفید(ره) می فرماید: « و ان عقدت علی نفسها بعد البلوغ بغیر اذن أبیها خالفت السنة، و بطل العقد الا ان یجیزه الأب» وی به صراحت می‌فرماید که عقد بدون اذن ولی باطل است.( شیخ المفید، المقنعة، قم،  مؤسسة النشر الاسلامی، 1410ه‍ .ق،ص 511.)

اما چیزی که در این میان بدیهی است این است که اذن ولی موضوعی نیست که از چند سال پیش باب شده باشد چرا که احادیث وارده و روایات منقول زیادی در خصوص اذن ولی برای دوشیزگان داریم و همین موضوع مکتبی را در اعتقاد به این امر در فقاهت پدید آورده است. در ادامه به نام بسیاری از بزرگان دیگر مانند علامه بحرانی و حسن‌بن ابی‌عقیل عمانی،  قاضی ابن‌براج، صاحب حدائق، مرحوم سبزواری، صاحب مدارج و ... که همین نظر را دارند بر می خوریم

اما ما حصل این مباحث این است که بحث اذن ولی برای باکره رشیده فوق العاده پیچیده و سنگین و تخصصی است و بهتر است آن را از طریق علما و مجتهدین حی دنبال کنیم و تشخیص صحیح لزوم یا عدم لزوم آن حقیقتا از توان غیر مجتهد خارج است .عمل به رای علما و مجتهدین زنده و حی که می توان از آنان تقلید کرد به این صورت است که  بجز مقلدین حضرات آیات سیستانی و صانعی که صراحتا به عدم صحت عقد در صورت نبود اذن ولی رای داده اند بقیه دوستانی که از دیگر مراجع تبعیت می کنند می توانند بدون اذن ولی در نکاح موقت اقدام نمایند زیرا غیر از این دو عزیز بقیه آقایان یا صراحتا اذن ولی را برای باکره رشیده ساقط دانسته اند( مثل حضرات آیات روحانی،غروی علیاری ،و ...)و یا احتیاط نموده اند(مانند حضرات آیات خامنه ای ،مکارم ، نوری همدانی،وحید خراسانی و ...) که دوستانی هم که مراجع آنان  احتیاط نموده اند می توانند به مجتهدی که حکم اسقاط اذن ولی را صراحتا عنوان نموده اند مراجعه کنند و به آن حکم عمل کنند.پس تنها مقلدین آقایان سیستانی و صانعی می بایست حتما با اذن ولی ازدواج نمایند و برای دیگر دوستان ضروری و لازم نیست.ان شاءالله از حقیر قلت سواد و لکنت زبان را بپذیرید و خداوند متعال تمام موالی به ولایت حضرت امیر را در ذیل توجهات خاص خود موفق و موید بدارد. ان شاءالله

پس از درج این یادداشت آقا علیرضا دوست خوبم و مدیر سایت " من و متعه" این کامنت را برایم گذاشتند که برای استفاده همه دوستان آن را به یادداشت اصلی اضافه کردم

جسارتا ذکر این نکته بد نیست که:
اگر کسی مرجعش اجازه داده یا نداده که تکلیف مشخص است.
اما کسی که مرجعش «احتیاط» گفته، باید ابتدا تکلیف خودش را با «احتیاط» مشخص کند:
حالت اول: اگر دیدش تقلیدی و منحصر به یک نفر است (مثل اکثر مردم) خب ممکن است مرجعشان گفته باشد که در احتیاطات، حتما باید به اعلم بعدی مراجعه کرد نه هر مرجعی. که خب در این حالت کمتر کسی از اعلمیت آقای سیستانی می‌تواند عبور کند.
حالت دوم: تقلید را امری عقلی می‌داند و بنابر همین عقل فرقی بین چند مرجع رده بالا نمی‌بیند و تقلید از هرکدام را جایز می‌داند، در این حالت می‌تواند به حکمی که شما در وبلاگ بیان فرمودید (رجوع به مرجعی که اجازه داده) عمل کند.
ضمنا آقای خمینی رو هم اضافه بفرمایید چون باز مقلدینی دارند.

همچنین ذکر این نکته هم بد نیست که حتی اگر فقط آقای سیستانی(حفظه الله) مرجع بود و ما مرجع دیگری نداشتیم! باز هم مشکلی نبود چرا که ایشان «استثنائات» ی در این باب دارند که راهگشاست.

البته اینها اشاراتی بود و بحث مفصل پیرامون هر یک (از مباحث تقلید گرفته تا همین استثنائات) بطور مفصل و طی چندین پست در وبلاگ موجود است


۱۳۸٩/٦/٢٤ | نظرات ()

 

زن = موجودی یک بار مصرف

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله

یکی از واژه های جدیدی که توسط یکی از دوستان خوبم به نام آقا روح الله سلطانی(برای آشنایی بیشتر به اینجا و اینجا مراجعه کنید) در  فرهنگ و ادبیات ج*نسی روزمره ما ابداع شد و کم کم جای خود را پیدا کرد عبارت «ب*کارت پرست» بود .این واژه اگرچه ابتدا کمی تند و شاید غیر واقعی به نظر می رسید اما گذشت زمان و برسی ها و مقاله های گوناگون در این زمینه ثابت کرد که متاسفانه این عبارت مصداق واقعی دارد و نمی توان نادیده انگاشته شود.واقعا آئین ب*کارت پرستی که تنها دختران بکر را شایسته ازدواج می داند دیگر زنان را از حیث انسانیت فاقد ارزش های لازم برای همسر بودن می شناسد امروزه درد بسیار بزرگی است که قاره های کهن آسیا و آفریقا را درنوردیده است و می خواهیم در این یادداشت این بلای خانمان سوز را بیشتر برسی کنیم .شاید جالب باشد بدانید که سازمان ملل متحد هم از چندین سال پیش وارد عمل شده است تا به مردم این دو قاره بفهماند که ب*کارت پرستی برای اقوام وحشی و فاقد تمدن سابق بوده و بشر امروز باید به اصل زن بنگرد نه آ*لت تنا*سلی او

اگر بخواهم برایتان ختنه زنان را بطور خلاصه توضیح دهم باید این چند سطر را با دقت بخوانید: ختنه زنان نوع افراطی و بی رحمانه ی ب*کارت پرستی است که بیشتر در کشورهای آفریقائی مانند مصر و سودان و سومالی و نیز برخی کشورهای آسیایی مثل تایلند و چین و ... انجام می پذیرد و در تمام کشورهای این دو قاره حتی ایران (در نواحی سنی نشین و دارای فرهنگ پائین)هم بطور پراکنده دیده می شود. ختنه زنان به سه روش انجام می شود. چیزی که در هر سه روش مشترک است بریدن کلیتوریس است و سپس دوختن دهانه آ*لت تنا*سلی که در روش اول (یک سوم) و در روش دوم(یک دوم ) و در روش سوم(دو سوم) به هم دوخته می شود و تا شب ازدواج این وضعیت باقی می ماند و داماد بوسیله یک خنجر تیز این نخ ها را پاره می کند و اقدام به نزدیکی می نماید.

در واقع ب*کارت پرستی در حد اعلای خود در روش سوم خودنمایی می کند که اغلب در سومالی رواج دارد و تنها یک بریدگی یک یا دو سانتی متری برای خروج ادرار و خون در عادت ماهانه باز گذاشته می شود و تمام آ*لت به طور کامل به هم دوخته می شود و سالانه هزاران دختر بی گناه 5 تا 10 ساله توسط کولی ها و قابله های محلی به طور وحشتناکی ختنه می شوند. برای اینکه در این زمینه بیشتر بدانید «واریس دیری» سفیر مبارزه با ختنه زنان سازمان ملل متحد از خاطره ختنه شدن خودش اینچنین می گوید:

«...آن شب، هیجان زده بیدار ماندم. ناگهان مادرم را دیدم که بالای سرم ایستاده است.هوا هنوز تاریک بود، قبل از سحر، زمانیکه تاریکی کم کم جای خود را به روشنایی می داد و سیاهی آسمان به خاکستری می‌گرایید. او با اشاره به من فهماند که ساکت باشم و دستش را بگیرم. من پتوی کوچکم را پس زدم و خواب آلود، تلو خوران، به دنبال او راه افتادم. حالا می‌دانم چرا دختران را صبح زود با خود می‌برند .

می‌خواستند قبل از آنکه کسی بیدار شود، آنها را ببرند تا صدای فریادشان شنیده نشود. در آن لحظه، هر چند گیج بودم و به سادگی آنچه می‌گفتند انجام می دادم.ما از محلی که زندگی می‌کردیم دور شدیم و به سمت دشت رفتیم. مادرم گفت: «اینجا منتظر می‌مانیم»، و ما بر روی زمین سرد به انتظار نشستیم. آسمان کم کم روشن می‌شد؛ به سختی اشیاء را می شد تشخیص داد. خیلی زود صدای لخ و لخ صندل‌های زن کولی را شنیدم. مادرم نامش را صدا کرد و گفت:«خودت هستی؟»
«بله اینجایم»

هنوز هیچ چیز نمی دیدم، فقط صدایش را شنیدم. بدون اینکه نزدیک شدنش را بینم، ناگهان او را در کنار خود حس کردم. او به سنگ صاف و بزرگی اشاره کرد و گفت:«آنجا بنشین».

نگفت چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد. نگفت بسیار دردناک است، فقط گفت: تو باید دختر شجاعی باشی. کارش را مثل یک جلاد شروع کرد.

مادرم پشت سرم نشست و سرم را به سینه  اش چسباند. پاهایش را دور بدن من احاطه کرد. ریشه درختی را که در دست داشت بین دندانهای من گذاشت .

گفت:«گازبزن»
از ترس خشک شده بودم...

من به میان پاهایم خیره شدم و دیدم زن کولی -شبیه بقیه پیرزنان سومالیایی بود- با یک روسری رنگی که دور سرش پیچیده بود، همراه با یک پیراهن سبک پنبه ای- با این تفاوت که هیچ لبخندی بر لب نداشت. نگاهش مانند نگاه مرده‌ای بود که هنوز چشمهایش را نبسته باشند .

دستهایش داخل کیف دستی اش که از جنس گلیم‌هائی بود که روی آن می‌خوابیدیم در جستجو بود. چشمانم روی کیف دستی میخکوب شده بود. می‌خواستم بدانم با چه چیزی می‌خواهد مرا ببُرد. یک چاقوی بزرگ را تجسم می‌کردم، ولی او از داخل آن کیف، یک کیف کوچک نخی بیرون آورد. با انگشتان بلندش داخل آن را گشت و بالاخره یک تیغ ریش تراشی شکسته بیرون کشید. به سرعت تیغ را از این رو به آن رو چرخاند و امتحان کرد. خورشید به سختی بالا آمده بود. نور به اندازه‌ای بود که رنگها را ببینم ولی نه با جزئیات. خون خشک شده‌ای را روی لبه دندانه دار تیغ دیدم. روی تیغ تف کرد و با لباسش آن را پاک کرد. همچنان که آن را به لباسش می‌سابید، دنیای من ناگهان تاریک شد. مادرم دستمالی را روی چشمانم انداخت .

چیزی که بعد از آن حس کردم بریده شدن گوشتم، آ*لت تنا*سلیم، بود. صدای گنگ جلو و عقب رفتن اره وار را بر روی پوستم می‌شنیدم .

ختنه وحشیانه زنان در سومالی

وقتی به گذشته فکر می کنم، نمی توانم باور کنم که چنین اتفاقی برایم افتاده است. همیشه فکر می‌کنم درباره کس دیگری سخن می‌گویم. نمی دانم چگونه احساسم را بیان کنم تا بتوانید آن را روی بدن خود حس کنید. مثل این بود که کسی گوشت ران شما را برش بدهد یا بازویتان را قطع کند. با این تفاوت که این قسمت حساس ترین بخش بدن است .

من حتی کوچکترین حرکتی نکردم، زیرا «امان» [ خواهرم] را به یاد داشتم و می‌دانستم هیچ راه فراری وجود ندارد. فکر می‌کردم اگرتکان بخورم درد بیشتر می‌شود. فقط پاهایم بدون اراده شروع به لرزیدن کرد. از حال رفتم...

وقتی بیدار شدم گمان می‌کردم تمام شده است، ولی بدتر از زمان شروع بود. چشم بندم کنار رفته بود و من زن جلاد را دیدم که یک مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده بود. او از آنها برای ایجاد سوراخهایی در پوستم استفاده کرد. سپس نخ سفید محکمی از سوراخها رد کرد تا مرا بدوزد. پاهایم کاملا‌ بی‌حس شده بود، ولی درد بین آنها آنچنان شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم. مادرم مرا در بازوانش گرفته بود- برای آنکه آرام بگیرم به او تماشا می‌کردم...

چشمانم را باز کردم. آن زن رفته بود. مرا حرکت داده بودند و بر روی زمین نزدیک صخره خوابانده بودند. پاهایم از مچ تا ران با نوارهایی از پارچه به هم بسته شده بود، به طوریکه نمی توانستم حرکت کنم. من اطراف را به دنبال مادرم نگاه کردم، ولی او رفته بود. سنگی را نگاه کردم که مرا روی آن خوابانده بودند. از خون من خیس بود. مثل اینکه مرغی را در آنجا سر بریده باشند. تکه‌هایی از گوشت تنم، آلت تناسلیم، آنجا افتاده بود، دست نخورده، زیر آفتاب در حال خشک شدن بود .

دراز کشیدم، به خورشید که حالا دیگر بالای سرم ایستاده بود نگاه کردم. هیچ سایه‌ای اطراف من نبود و موجی از گرما به صورتم سیلی میزد. تا اینکه مادرم همراه با خواهرم برگشت. مرا به سایه یک بوته کشاندند. این یک سنت بود. یک سر پناه کوچک زیر یک درخت آماده کرده بودند، جایی که من تا زمان بهبودی استراحت کنم. چند هفته، تنهای تنها، تا کاملا خوب شوم.

فکر کردم عذاب تمام شده، اما هر بار که خواستم ادرار کنم درد شروع می‌شد. حالا می‌فهمیدم چرا مادرم می‌گفت زیاد آب و شیر ننوش. مادرم اخطار کرده بود که راه نروم. بنابراین نمی توانستم طنابهایم را باز کنم. چون اگر زخم‌ها از هم باز می‌شد، کار دوخت و دوز باید دوباره انجام می‌گرفت .

اولین قطره ادراری که از من خارج شد، انگار اسید پوستم را می‌خورد. وقتی زن کولی مرا دوخت، فقط سوراخی به اندازه سر چوب کبریت برای ادرار و خون- در زمان پریدی- باز گذاشته بود. این استراتژی خردمندانه، تضمینی بود برای اینکه تا قبل از ازدواج هیچ رابطه ج*نسی نداشته باشم و شوهرم مطمئن باشد یک باکره تحویل گرفته است .

هر هفته مادرم معاینه ام می‌کرد تا ببیند کاملا بهبود یافته ام. وقتی بندهایم را از پاهایم گشودم، توانستم برای اولین بار به خود نگاهی بیندازم. یک تکه پوست کاملا هموار کشف کردم که فقط یک جای زخم در وسط آن بود. مانند یک زیپ، که آن زیپ کاملا بسته شده بود. آلت تناسلیم مثل یک دیوار آجری مهر و موم شده بود تا هیچ مردی توانایی دخول تا شب عروسیم را نداشته باشد...زمانی که شوهرم با یک چاقو یا فشار، آن را از هم می‌درید.»

شاید از خودتان بپرسید چرا یک مادر اینقدر بی رحم است که با فرزندش اینچنین می کند؟ و اصلا مگر امکان دارد که چنین اتفاقی آن هم توسط مادر بر سر دختر معصومش بیاید اما جواب را باید در آنجائی پیدا کنیم که این مادر به خاطر آن این همه رنج و درد کودکش را بجان می خرد و خود پیش قدم می شود. فرهنگ همان فرهنگ ب*کارت پرستی است اما مقداری شدید تر. فرهنگ مادر واریس فرقی با مادران ایرانی ندارد و مطمئنم اگر مادران ایرانی هم مانند مادر واریس تصور می کردند اگر این بلا را بر سر دخترانشان نیاورند در آینده هیچ مردی برای ازدواج با آنان پیش قدم نمی شود و همه به چشم یک زن بی بند و بار به دخترشان  نگاه می کنند آنگاه می دید که مادران ایرانی هم از مادر« واریس دیری» بی رحم تر و بدتر می شدند.

فرهنگ ب*کارت پرستی که مادران هزاران سال است به عنوان مقدس ترین چیز به دخترانشان یاد می دهند چیزی نیست که خواسته خودشان باشد بلکه آنان مجبورند تا برای مردهای سادیسمی و بی فرهنگی که تمام هویت زن را در آ*لت تنا*سلی او خلاصه می دانند ،آماده شوند .مردانی که به زن به چشم وسیله ای برای اتفای شهوت می نگرند و تمام شخصیت انسانی او را زیر سوال می برند و معتقدند اگر کسی قبلا حتی بصورت مشروع و قانونی ازدواج موقت یا دائم کرده باشد دیگر ارزشی برای همسری و مادری فرزندانش را ندارد و این درد در عمق جان و روح جوامعی مانند ایران و سودان و سومالی و... رخنه کرده است .بیاید به زن ها نه به عنوان موجوداتی که وسیله خوشگذرانی  ما مردها هستند بلکه به چشم یک موجود الهی که آینه تبلور ذات کبریایی خداوند است نگاه کنیم. این زیاد مشکل نیست. همه می توانیم.

 


۱۳۸٩/٦/٢٢ | نظرات ()

 


 

موضوعات

ازدواج موقت(٥)

اذن ولی(٤)

کنترل شهوت(٤)

عقد موقت(۳)

متعه(٢)

همجنس بازی(٢)

همجنس گرایی(٢)

احادیث ازدواج موقت(٢)

ترک خود ارضائی(٢)

سایت خوبان(٢)

خود ارضائی(۱)

کف دستی(۱)

حمید توکلی(۱)

کابالیسم(۱)

نماد و نشان(۱)

مراجع قم(۱)

محاصره غزه(۱)

فیلتر ویبلاگ(۱)

میرحسین(۱)

افزایش سن ازدواج(۱)

موانع ازدواج(۱)

کم کردن شهوت(۱)

ازدواج دائم(۱)

ناجا(۱)

فرد مناسب برای ازدواج موقت(۱)

خانم برای ازدواج موقت(۱)

فرد مناسب برای صیغه(۱)

فتوی(۱)

تشیع علوی تشیع صفوی(۱)

رابطه نا مشروع(۱)

کاندم(۱)

آیةالله روحانی(۱)

پرده ب ک ا ر ت(۱)

شرط عقد(۱)

وبلاگ حال و هول حلال(۱)

زنان رزمی کار(۱)

علامه عسکری(۱)

شبهات ازدواج موقت(۱)

واقعیت ازدواج موقت(۱)

جعفر سبحانی(۱)

حمید توکلی کلی کرمانی(۱)

من و متعه ام(۱)

موسی قربانی(۱)

کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس(۱)

مجلس شوارای اسلامی(۱)

دعا برای پیدا کردن شوهر(۱)

پیدا کردن همسر(۱)

مدافعین حقوق زنان(۱)

دعا برای شوهر کردن(۱)

تحدید نسل و ازدواج موقت(۱)

فرزند بیشتر زندگی بهتر(۱)

دی انجلیس(۱)

اجازه ولی(۱)

اذن پدر(۱)

اجازه پدر(۱)

بالغه رشیده(۱)

جد پدری(۱)

حرام(۱)

اسپرم(۱)

علائم ظهور(۱)

سنی(۱)

شراب(۱)

آخوند(۱)

مطهری(۱)

تفسیر قرآن(۱)

همسریابی(۱)

زناشوئی(۱)

زنان خیابانی(۱)

دختر فراری(۱)

فیلتر شکن(۱)

احمدی نژاد(۱)

حزب الله(۱)

حزب الله لبنان(۱)

انتخابات دهم(۱)

عرفان(۱)

ازدواج(۱)

جوانان(۱)

ماهواره(۱)

فلسفه(۱)

لبنان(۱)

اسرائیل(۱)

سید حسن نصرالله(۱)

فلسطین(۱)

شیعه(۱)

امام صادق(۱)

عمر(۱)

آنتی فیلتر(۱)

آخرالزمان(۱)

قانون(۱)

دختر و پسر(۱)

فیلتر(۱)

غزه(۱)

فیلترینگ(۱)

فساد(۱)

تن فروشی(۱)

فحشا(۱)

استفتاء(۱)

شیطان پرستی(۱)

زن خیابانی(۱)

گناه(۱)

فرزند(۱)

شهدا(۱)

 

مطالب اخير

من پشیمانم

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

اذن ولی برای بالغه رشیده از دیدگاه قدما

زن = موجودی یک بار مصرف

جهاد فی سبیل الله در پنجمین سال

اذن ولی برای دختر رشیده بالغه (2)

عذر به درگاه تو آورده اییم

اذن ولی برای دختر رشیده بالغه

ازدواج موقت و شراب

 

آرشيو مطالب

آبان ۸٩

آرشيو مطالب

مهر ۸٩

آرشيو مطالب

شهریور ۸٩

آرشيو مطالب

تیر ۸٩

آرشيو مطالب

خرداد ۸٩

آرشيو مطالب

اردیبهشت ۸٩

آرشيو مطالب

فروردین ۸٩

آرشيو مطالب

بهمن ۸۸

آرشيو مطالب

دی ۸۸

آرشيو مطالب

آبان ۸۸

آرشيو مطالب

مهر ۸۸

آرشيو مطالب

شهریور ۸۸

آرشيو مطالب

امرداد ۸۸

آرشيو مطالب

تیر ۸۸

آرشيو مطالب

خرداد ۸۸

آرشيو مطالب

فروردین ۸۸

آرشيو مطالب

اسفند ۸٧

آرشيو مطالب

دی ۸٧

آرشيو مطالب

آذر ۸٧

آرشيو مطالب

آبان ۸٧

آرشيو مطالب

مهر ۸٧

آرشيو مطالب

شهریور ۸٧

آرشيو مطالب

تیر ۸٧

آرشيو مطالب

خرداد ۸٧

آرشيو مطالب

فروردین ۸٧

آرشيو مطالب

اسفند ۸٦

آرشيو مطالب

بهمن ۸٦

آرشيو مطالب

دی ۸٦

آرشيو مطالب

آذر ۸٦

آرشيو مطالب

مهر ۸٦

آرشيو مطالب

شهریور ۸٦

آرشيو مطالب

خرداد ۸٦

آرشيو مطالب

اردیبهشت ۸٦

آرشيو مطالب

فروردین ۸٦

آرشيو مطالب

اسفند ۸٥

آرشيو مطالب

بهمن ۸٥

آرشيو مطالب

دی ۸٥

آرشيو مطالب

آذر ۸٥

آرشيو مطالب

آبان ۸٥

آرشيو مطالب

مهر ۸٥

آرشيو مطالب

شهریور ۸٥

 

نويسندگان